سيد علي اكبر قرشي

9

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

عليه و آله به او فرمود : يا على به خدائى كه جان من در دست اوست ، اگر نمى ترسيدم كه مردم دربارهء تو آن را گويند كه نصارى دربارهء عيسى بن مريم گفتند ، در رابطه با تو مطلبى مى گفتم كه بر هيچ گروهى گذر نمى كردى مگر آنكه خاك پايت را براى تبّرك بر مى داشتند : « و الذى نفسى بيده ، لو لا انّى اشفق ان يقول طوائف من امّتى فيك ما قالت النصارى فى عيسى بن مريم ، لقلت اليوم فيك مقالا ، لا تمّر بملاء من الناس الّا اخذوا التراب من تحت قدميك للبركة » ( شرح ابن ابى الحديد ج 5 صفحهء 4 و 3 ) 7 - و نيز دربارهء شهادت خود فرموده : گفتم : يا رسول اللّه آنگاه كه جمعى از مسلمانان در « أحد » شهيد شدند و شهادت نصيب من نشد و بر من سخت آمد ، مگر نفرمودى : مژده باد تو را كه بعدا شهيد خواهى شد فرمود : آرى چنين است : چطور است صبر تو بر آن گفتم : يا رسول اللّه اين از جاهاى صبر نيست بلكه از مواطن شكر است . : « فقلت يا رسول اللّه او ليس قد قلت فى يوم « احد » حيث استشهد من استشهد من المسلمين و حيزت عنّى الشهادة فشقّ ذلك علّي فقلت لى « ابشر فانّ الشهادة من ورائك » فقال لى : « انّ ذلك لكذلك فكيف صبرك اذن » فقلت يا رسول اللّه : ليس هذا من مواطن الصبر و لكن من مواطن البشرى و الشكر » خطبهء 156 ، 220 ، آيا اين سخن جز كلام امام صلوات اللّه عليه مىتواند باشد ، آرى نهج البلاغه خود حاكى است كه گويندهء اين خطبه‌ها خود امير المؤمنين عليه السلام است ، ديگر احتياج به سند خطبه‌ها نداريم ، با آنكه بزرگان زحمت كشيده ، اسناد را نيز تهيهّ كرده‌اند . 8 - يا آنچه بعد از ضربت خوردن از اشقى الاشقياء فرمود : « ملكتنى عينى و انا جالس فسنح لى رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم فقلت يا رسول اللّه ما ذا لقيت من امتّك من الاود و اللدد فقال : « ادع عليهم » فقلت : ابدلنى اللّه بهم خيرا منهم و ابدلهم بى شرّا لهم منّى » خطبه 70 ، 99 . يعنى نشسته بودم كه خوابم در ربود ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از كنار چشمم گذشت ، گفتم يا رسول اللّه : چقدر كجى و خصومت كه از امتت ديدم ، فرمود : آنها را نفرين كن ، گفتم : خدا بهتر از آنها را به من بدهد و بدتر از من را به جاى